گاهی آدم گمان میکند زندگی از بیرون در جریان است؛ خیابانها، ساعتها، فصلها و آدمها میآیند و میروند. اما آنچه سرنوشت انسان را دگرگون میکند، در سکوتی رخ میدهد که هیچکس آن را نمیبیند. از جایی به بعد، انسان دیگر در زمان زندگی نمیکند؛ در لایههایی از خاطره، حسرت، امید و وهم زندگی میکند و هر روز، بیآنکه بداند، فاصلهای میان آنچه هست و آنچه روزی بوده، بیشتر میشود. به عبارتی هر کسی در وهم زمان خودش زندگی میکند
گاهی آدم خیال میکند همان کسی است که سالها پیش بوده؛ اما کافی است لحظهای در آینه خاطرههایش خیره شود تا بفهمد هر روز چیزی از او خاموش شده و چیزی دیگر، بیآنکه بخواهد، در وجودش شکل گرفته است. زندگی بیش از آنکه مجموعهای از روزها باشد، انباشتهای از ردپاهایی است که بر روح انسان میمانند؛ ردپاهایی که نه میتوان از آنها گریخت و نه میتوان انکارشان کرد.
ما هنوز و همچنان زندگی میکنیم، اما نه هرگز شبیه گذشته بلکه در وهم زمان خویش، ادامه زندگی ما فقط عهدی است که بستهایم با یاد کسانی که دوستشان داریم.
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی