اعتبار یک ارتباط به آدمهای آن است، هر چیز اضافه دیگری مرا دور میکند، حوصله هم ندارم. دیگر آنقدر جوان نیستم که اضافات خستهام نکند. هیجانی برای دورهمیها، برای مهمانی، برای به زور معاشرت کردن، برای دیدن فیلمهای مضحک ندارم. کتابهای چرند و پرندِ شعر نویی، میزگردهای بیمعنی، تحلیلهای آبکی، تازه اینها فاخرترین اضافات هستند، الباقی شاید ارزش نام بردن هم ندارند. اعتبار رابطه به آدمهایی است که آن را ساختهاند؛ به لحظههایی که جمع میشوند و کنار هم مینشینند و قاب عکسی میشوند که در بهترین قسمت ذهنت میگذاری. پایداری رابطه هم فقط به ماندن در سختی و گرفتاری و یا سهیم شدن در شادیهای مشترک و نامشترک نیست. مهم این است که پیوسته به نقش خودت ادامه دهی و نقش خودت را به دیگری واگذار نکنی، و دیگران هم کسی را جایگزین نقش تو نکنند، همان جایگاه خاص هر کس منظورم است. این شاید یکی از رازهای هستی باشد که حیات هر چیزی به استمرار است. زیادی ساده است؛ اما وقتی پای دوستی و اتصال وسط باشد، زیادی سهلانگار میشویم. برای همین اغلب وقتی متوجه دارایی عاطفیمان میشویم که از دستشان دادهایم.
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی