مرد روزهای ابری

متن مرتبط با «شاد» در سایت مرد روزهای ابری نوشته شده است

حداقلِ شاد بودن برای بقا .

  • نیلوبلاگ

    امروز از خیلی چیزها راضی نیستم همیشه همینطور بوده،شاید همه همینیم ، احساس خوشبختی برای من جایی دور دست است که تا آن فاصله آنقدر هست که خسته بشوم، آینده را نمی دانم، گذشته ام آنقدر طولانی و خاکستری است که بتواند آینده را از بین ببرد، لیکن باز به همان گذشته به عنوان تنها دارایی ام چنگ میزنم ، میدانم که فردا هم به امروز چنگ خواهم زد ، این معنی خوبی ندارد، این یعنی همه چیز در حال فرسودگی و انحطاط است، از همه چیز غمگین می شوم چرا که خیلی چیزها را دیگران تعیین می کنند، خیلی چیزها را دیگران برای ما به وجود می آورند، عجیب است که سرنوشتِ خصوصی ترین چیزها را گاهی نمی توانیم خودمان تعیین کنیم، همین که برای دوست داشتن کسی باید منتظر بمانیم و بفهمیم می تواند ادامه بدهد یا نه ؟ یا برای دوست داشتن کسی دیگر...

    ادامه مطلب
  • روحمان شاد

  • نیلوبلاگ

    روحمان شاد آن روزهای دور، دانشآموز دبیرستان بودم و «گرگ بیابان» در فضای ذهنی نوجوانیام، مفتون تصمیم شخصیتهای داستانهای هدایت بودم و سرانجام خودش که در روز آغاز چهل(چند؟) سالگی، خود را بکشد. آن روزهای دور، پانزده یا شانزده سالی بیش نداشتم و تا چهل سالگی، راه باقیمانده بیش از تمامی عمر من بود. یک دور نرسیدنی. یک زمان تمام نشدنی برای زندگی کردن. مرگ، هر قدر هم که گه گاه خودش را نزدیک نشان میداد، برای دیگری بود.آن روزهای دور، دیگر گذشته است. انگار که همین نزدیکی حادث شدهاند. حالا زمان باقیمانده به چهل سالگی کمتر کل انگشتان دست است ، این نقطهی تمام خیالپردازیهای نیست انگارانهی کودکی، کسر ...

    ادامه مطلب