خرید بک لینک

به سختی مینویسم این اواخر هر بار که نوشتم گذاشتم به حساب اینکه احتمالا این آخرین حرفهای من خواهد بود بس که حالم را خدا میداند فقط . و زندگی پر است از این لحظات . از این لحظات که فقط خدا میداند، سقوط میکنی به زمین سفت میخوری و دوباره از نو ، اسمش را نمیشود شروع دوباره گذاشت، خلاء همان خلاء است و حفره ها همان حفره . یک چاله جدید می کنیم و با خاکهایش چاله قبلی را پر میکنیم، 1 یک چاله در پیش روست چرا که چاله کن دست از کندن بر نمیدارد. چرا بر نمیدارد؟ کاش میشد همه چیز را توضیح داد و من اینقدر کلمه ها را بالا و پایین نکنم برای چیزی که خودم هم نمیدانم از کجای هستی آمده و در قلبم خانه کرده. کاش میشد جهان در بعضی لحظات از حرکت بایستد ما به عقب برگردیم، خودمان را ،کودکی مان، سخت در آغوش بگیریم و برای این روزها فکری بکنیم. 1 1 همیشه و 1

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: شنبه 9 مهر 1401 ساعت: 12:11

صفحه بندی