به من میگویند آفرین که راهها را بستی، که دورتر شدی. شجاعت کردی. گفتم اما این شجاعت نیست. شجاعت برای من نزدیک ماندن است، و امید و انتظار و هر چه را داشتن وسط گذاشتن، و باختن آنطور که هیچ از وجودت نماند ، الا هوس قمار دیگر. چه شد که نسل امروز و تقریبا هیچکس برای نزدیکی، آن کوشش جنون آمیز میان بیم و امید، را نمیکند؟ جوابش مشخص است ، دیدن امثال من ، دیدن جهان یعقوبها که همیشه با امیدشان تنهای تنهای تنهایند.
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی