گفته بودم که تنهایی همیشه سکوت نیست ؟ گاهی هم حجم عظیمی از زیاد حرف زدن و زیاد نوشتن است حجم عظیمی از صداهاست که درهم و شلوغ درون مغزت جمع میشوند صداهایی از دور و نزدیک، از آدمهای دور و نزدیک ، حوادث دور و نزدیک ،قرار من با خودم تنهایی نبوده است ،قرار من با خودم زندگی در شدت سبز رنگ خودش بوده همیشه . زندگی در مقدار گرم و سبز خودش ولی چه میشود کرد ، ما آدمهای وفای به عهد نیستیم بخصوص وفای به عهدی که با خودمان داریم .بحث رنگی یا خاکستری نوشتن نیست ، فصل ها را نمیتوان با انرژی مثبت یا منفی تغییر داد ،عمر به سادگی پیش میرود و ما وظیفه داریم روایت کنیم ، از همین حالا بگویم بهار تمام میشود روزها گرم میشوند و از باران دیگر خبری نخواهد بود. نه از باران ، نه از رنگین کمان، بلی عمر به سادگی پیش میرود . پاییز هم میشود و از پس آن زمستان، زندگی به روزهای بی خبری از گیاهان میرسد و ما همچنان درختی هستیم که رو به نور! در جستجوی نور ! ایستاده ایم و به امید لحظه ای که بتوانیم پرواز کنیم ریشه هایمان را از خاک بیرون کشیده ایم و آنقدر به آسمان نگاه میکنیم که چشمانمان بوی آفتاب بدهد.بعضی میخشکیم،بعضی جوانه میزنیم، و بعضی بی تغییر، ولی همگی رو به نور ، در 1 نور 1
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی