خرید بک لینک

در بستر نا امنی رشد کرده بودم،و سخت گیری های فراوان خانواده تاثیر به سزایی در شکل گیری روان کمال گرای من گذاشته است ، در نوجوانی پرشور و پر انرژی و بهتر است بگویم ملهتب بودم ، به دنبال الگوی های تجدد خواهی و ایجاد رنسانس بودم در همه جمع ها ، در مدرسه در خانواده ، دانشگاه ،جمع دوستان ، تقریبا هم موفق شدم همه این رنسانس ها را در همه این محیط ها ایجاد کنم ، اما در کمال تعجب روزگار از من یک مرد کلاسیک و مینیمال مورد پذیرش با چهارچوب های خاص ساخت! با شدید ترین و دردناک ترین راه های سخت ممکن و ناممکن تن خویش را شکنجه می دادم، و این تنها راه من برای بیان شخصی خویش است، چرا که میان صرف انرژی برای ایجاد رنسانس های محیطی حجمی از سرکوب و نادیده انگاشته شدن را به اغراق آمیز ترین صورت ممکن در چشم خود فرو کردم ،من تله هایی بسیاری را برای آزمودن خویش بر سر راه خود میگذاشتم، سختگیرانه ترین تله ها، و این بسیار خسته و فرسوده ام میکرد، آیا نوعی مازوخیسم نبود؟ آیا نکته ی تاکید و قوت دیگری برای بسط و معرفی خویش نمی توانستم داشته باشم ؟ هدف از نگاشتن این یادداشت ، یادآوری نکته ای به خودم بود،شاید چیزی که گمان می کنی برگ برنده ات باشد همان خار چشم است .

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: دوشنبه 15 مرداد 1403 ساعت: 16:06

صفحه بندی