خرید بک لینک
مرد درون من هیچ وقت مال این زمان نبوده .. مرد درون من مال زمان هایی بوده که آدم ها تمام حس شان را آتش می زدند و با فرستادن دود حرف هاشان را به هم می فهماندند .. از آن مرد هایی که صورتشان را به دست باد می سپردند و منظره ی برفي يك كوهستان بي رحم را به تماشا مي نشسته و هيچ كدام از اين فكر هايي كه الان توي سر من است توي سرش نيست .. مرد درون من مال اين روزها نبوده هيچ وقت، مرد درون من توي يكي از ايستگاه هاي همين قرن پيش چمدانش را دنبال خودش مي كشيده و وقتي سوار قطار شده به فكر روزهايي بهتر به دهكده اي دور سفر كرده و جنگ جهانی هم سرنوشتش را تغییر نداده آنقدر دور و دست نيافتني كه از فكر آن هنوز كه است لبخند مي زنم ..مرد درون من يكي از اين مردهايي است كه روي پلي در يكي از شهر هاي قاره اي ديگر نشسته و دارد خاطراتش را روی لب دود میکند مرد درون مال اين زمان و اين مكان نبوده هيچ وقت .. مرد درون من لحظه هاي قبل و بعد از من را زندگي مي كرده هميشه و خسته و كوفته و بي رمق رسيده به من، رسيده به اين شهر و پياده روها و پرنده ها و آدم هايش .. رسيده به اینجا که جز سیاهی و پچ پچ سیاهی ها چیزی نیست.

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: دوشنبه 29 شهريور 1395 ساعت: 19:24

صفحه بندی