خرید بک لینک
هنر به ابزار تفنن و فانتزی طبقه مرفه بدل شدهاست. اما هنگامی که هنر در قرن نوزدهم عمومی و همگانی شد طبقه متوسطی که در حال رشد بود میتوانست در آینه هنر غنا و پیچیدگی باورها، آمال و آروزهای خود را به خوبی و زیبایی مشاهده نماید. اما این روزها با رویگردانی طبقه متوسط از هنر دیگر از آن کیفیت عالی خبری نیست. هنر هم به امیدی از دست رفته بدل شده، یا با منطقی منفعتطلبانه که هنر را صرفا ابزاری آموزشی برای ترقی میداند، مثلا موسیقی یاد بگیریم که ریاضی را بهتر بفهمیم، از معنا تهی شدهاست. اینها هنر را تباه کردهاست.
درچنین فضایی استانداردهای هنری هم بر اساس پول تعریف میشوند اگر کسی بگوید کار فلان نقاشی که آثارش را چند هزار دلار میخرند بهتر است از کار آن یکی نقاشی که قیمت تابلوهایش چند میلیو دلار است به چشم یک احمق به او نگاه خواهدشد. رابطه هنر و تجارت یک رابطه یکطرفه شدهاست: همیشه حق با تجارت است!
در مجموع در کله گرام فرو کنید که:
1-یک شاعر ذاتا شاعر است کلاس شعر و ترانه سرایی یعنی چه؟
2-یک نویسنده بالفطر یک نویسنده است آموزش نویسندگی معنایی ندارد
3-یک معمار یک موزیسین یک نقاش ذاتا مستعد است و آموزش و آکادمی تنها کمک به رشدآن استعداد میکند
4-یک بازیگر از دوران جنینی بازیگر است کلاس و کارگاه بازیگری یعنی چه؟
پ ن : فکر کنم حجت را برای تمام دوستان و همکاران و یاران و دشمنانم تمام کردم.

نوشته شده در ساعت توسط مرد روزهای ابری| |


برچسب: هنر, نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 14:58

صفحه بندی