خرید بک لینک
درکنشدن بر خلاف غولی که آدمها ازش ساختهاند، اغلب اوقات، حس بسیار دوستداشتنی و لذتبخشی است. توی تاکسی داشتم فکر میکردم که به اندازهی همین درکنشدنهای حقیقی ِ گاهبهگاه است که بزرگ میشویم، جا میافتیم، زندگی را بهتر میفهمیم. فکر میکردم به اینکه مثلا یک نقاش، یک عکاس، یک نویسنده، یک شاعر، وقتی میبیند جزئیت یا کلیتی غامض از اثرش را هیچکس دارد نمیفهمد، چه لذت شهوتانگیزی میبرد. هر چند شاید این لذت بعضی جاها شانه به شانهی رنج بزند. و مگر هنر، رنجآلودکردن لذت و لذتآلودکردن رنج نیست؟ و مگر نمیتوان هنر را زیست؟

گاه چه بیهمتاست تنها بینندهی تصویری بودن. چه یکتاست احساس ِِ درک ِ مفهومی که فقط در ساختار وجود ِ توست که معنا میپذیرد. چه بیمثال است واژهشدن... چقدر آدم زنده است وقتی چیزی در انحصار درک اوست

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 3:44

صفحه بندی