آدم کتبی از خالقان اساماس٬ ایمیل و حتی چت ممنون است٬ خاک پایشان است. تمامقد جلویشان بلند میشود که این امکان را دادند که وسیلهی ارتباطیاش از دهان به انگشت تغییر کاربری بدهد. آدم کتبی آدم وبلاگ است. حرفهایش را مینویسد. نوت میکند٬ کامنت میگذارد. این آدم همانی است که گاها پناه میبرد به تصویر. یک عکس ساعتها مشغولش میکند٬ به وجدش میآورد. حتی سلیقه عکسیاش هم بیشتر حول و حوش اشیا و مکانهاست تا آدمها.
آدم کتبی همیشه برچسب منزوی بودن خورده؛ هی زدهاند توی سرش که چرا معاشرتش کم است٬ چرا تحویل نمیگیرد٬ چرا فقط با یک سری آدم خاص ِ «اسنوب» ارتباط برقرار میکند. بقیه را نمیدانم اما در مورد خودم همیشه تصورم این بوده که شاید معاشر خوبی نباشم٬ حوصله سرببرم و یا با آدمهای جدید حرف خاصی نداشته باشم و خستهشان کنم. چون بارها پیش آمده کسانی که مرا برای بار اول دیدهاند گفتهاند توی وبلاگ یا فیسبوک پرسروصداتری٬ رمانتیکتری٬ با احساستری. آدم کتبی باید با معاشرش حرف خاصی داشته باشد٬ سوژه مشترک٬ نقاط دوسویه. اگر نه حرفی برای گفتن ندارم. آدم کتبی ٬ بیمعرفت نیست٬ اسنوب نیست. یک نوشته یا عکس یا خاطره مشترک با یک لیوان چایی میتواند او را برای ساعتها بحث و گپوگفت شارژکند. باور نمیکنید؟
کاش یک ابزار دقیقی ساخته بشود برای سنجش ما کتبیها. که هرکس وسط دوستیمان بود و شک کرد٬ یک برگهای٬ میلهای چیزی بردارد و بچسباند روی پیشانیمان مثل تبسنج که نشان بدهد این دوخطی که نوشتهایم مثلا روی یخچال یا اول کتاب یا گوشهی روزنامه یا روی آینهی حمام یا اصلا راه دور برویم چرا همین دونقطه یک ستاره٬ منظورمان همان بوسه و بغل و اینها بوده؛ منظورمان همان «دوستت دارم» است٬ «برایم مهم هستید». در شناخت ما خیلی جفا شده ما کتبیهای بیچاره٬ ما کتبیهای همیشهی تاریخ.
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی