وقتی داستانی می نویسی و شخصیت داستان ات با تو کاری می کند که دربمانی!!! که حیرت کنی ... تو هم باید به حیرت اش بیندازی باید غافلگیرش کنی ...وقتی چند شبانه روزت را با کاغذ های خط خورده و سیاه شده و لیوان های پر و خالی و میز پر از خاک و جاسیگاری پر از ته سیگار و پاکت خالی و چشم های پف کرده ات بگذرانی... یعنی حیرت کرده ای ... درمانده ای .من توی یکی از فصل های داستانهایم خودم را جا گذاشتم
کسی مرا آنجا حیران کرده.
برچسب:
نویسنده: یاسین کوشکی
تاريخ: دوشنبه
29 شهريور
1395 ساعت: 19:25