خرید بک لینک

رفتم دیدم جای پاره آجر هایی كه دروازه گل كوچكمان بود یک عالمه ماشین پارک كرده بودند باغ كنار كوچه آپارتمان 7 طبقه بود چراغ اتاق دختری كه دوستش داشتم خاموش بود و احتمالا خانه خالی از سكنه آجر گذاشتم و ایستادم درون دروازه وسط سینه باد ماشین ها بوق میزدند من همچنان ایستاده بودم.

برچسب: نویسنده: یاسین کوشکی تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 17:13

صفحه بندی