زمین میخ سفتی به پای آدمی میزند - تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 8:06
موفقترین نقطه آدم و شاید حتی دردناکترینش این است که آدم میفهمد که هیچ موازنهای در کار نیست. هیچ برتریای یا هیچ کم بودنی. اینکه آنقدر بیارایی تا قشنگترین موجود جمع باشی قشنگت نمیکند و اینکه نی
آدم های عجیب - تاریخ: 1397/9/26 ساعت: 8:06
زنانxa0 بخصوص زنان ایرانیxa0 آدم های عجیب,ی هستند. شاید هم روال درستش همین است. بهر حال عجیبی هستند. بعضی وقت ها برای داشتن یکxa0پشتیبان، حاضرند حتی از خودشان هم بگذرند. راستش دقیقا مسئله همین است و البته به
بله خب شاید - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
خيلي اين فكر آزارم ميدهد كه روزها ميگذرند و ميرن جلو ولي انگار من ثابتم،نرفتم جلو،چيزي تغيير نكرده،ده و چهل و پبج دقیقه ديروز و هفته پيش هم همين بوده،و چشم هایم هم در نهايت همين را ميبينند ؟چه حسي دار
پایانی برای مرد روزهای ابری - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
نزدیک به 15 سال است xa0كه وبلاگ نویسی میكنم 7 سال در بلاگر و 8 سال بلگفا گمانم دیگر فصل نوشتنم به پایان رسیده باید این خودم را اینجا جا بگذارم و برومxa0
رفتم اما هستم - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
سخت راهی شدمxa0و سرد. بدون اینکه بخواهم بازگردم. از من میپرسیدند باز خواهی گشت یا نه مینویسی یا نه: شاید بازگردم اما نمیخواهمxa0و کسی که نخواهد، هرگز بازنخواهد گشت گرچه هزار بار هم بیاید و هزار سال هم بما
چون آن گوسفند - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
بر من که بهشخصه چون آن بررسی از مرجع گوسفند طبق کپی رایت یام که به محض جلوی وانت نشستن ، دلش برای خاطرات عقب وانت تنگ میشود ؛هیچ حرجی نیست که دائم یاد گذشته کند حتی اگر انگ پیری و ناپویایی بخورد، چرا که من با تایید و گواهی دک
فقط برای دیگران - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
يه مدتي كه مي گذرد و آدم زندگي خودش ته مي كشد فقط به وساطت زندگي ديگران زندگي مي كندxa0
برای کسی که در دورتر مرد و یا دیر تر به دنیا خواهد آمد. - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
بعدترها بعد رفتنت من همxa0 رفتم، دست هایم را در جیب هایم کردمو رفتم،تمام روزها را رفتم، تمام شب ها را رفتم، حتی پشت سرم را نگاه نکردم، حتی یادم را جا نگذاشتم برایت، حتی عطر م در هوا منتشر نشد، حتی ، حتی
سالخوردگی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
زمین هم خشکی دارد وهم آب اما توی خشکی هم ما خیلی ساکن نیستیم و همه چیز در حرکت است. شاید بهتراست بگویم که ما فکر می کنیم خانه مان روی آب نیست اما خانه مان روی آب. البته که این سوال پیش میآید کدام خان
آداب دشمنی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
به گمانم بررسی از مرجع دشمنی طبق کپی رایت هم باید آداب داشته باشد. خصومت نباید بهانهای برای بیشرافتی باشد. آدمهایی بودهاند که بدم را خواستهاند و دلخور یودم از آنهاxa0 ولی دروغ هم به نگفتهایم، دشنه را پشت لبخند پنهان نکرده
مثل یک درز... - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
قشنگترین و در عین حال دشوارترین شرط بزرگشدن، فروتن شدن است. اینکه هرچه میگذرد و بیشتر به جلو میروی، میفهمی فکرهایت و حرفهایت چقدر خام و کلی بودند؛ چیزهایی که از خودت انتظار داشتی و میخواستی چقدر
خمیر مایه - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 0:20
دیگر این روزها منتظر چیزی نیستم. چیزی هم منتظر من نیست. همه چیز به صورت قصه واری اتفاق میافتد. همه چیز از جلوی رویم کم کم رنگ میبازد. خاکستری میشود و شوق و ذوق من نسبت به آن از بین میرود. هنوز هم
همه نمی توانند قهرمان باشند، برخی باید در خیابانها قهرمانان را تشویق کنند. » - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 17:16
من اما نه میخواهم قهرمان باشم نه یک تشویق کننده، میخوام فقط ی&#16
پایانِ این قصه ها و نوشته ها - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 17:16
پایانِ این قصه ها و نوشته ها در این سالها نوشته های مرا خواندی&
محرومیت - تاریخ: 1397/4/20 ساعت: 17:16
یک جایی از زندگی هست که آدم می‌فهمد یا در واقع یقین پیدا می‌کن&#158
یاهو - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 11:55
[unable to retrieve full-text content]دلم یاهو مسنجر میخواد و چت روم. xa0
میدونم - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 11:55
[unable to retrieve full-text content]یک آینهی بزرگی بالای تختم نصب کردهام میگه: «دورهات گذشته، مربی.» میگم: «آره. میدونم.»
گذشته - تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 11:55
گذشته بر این اصول باور دارم که نباید گذشته را به دست فراموشی سپرد و راه تازهای را رفت و هیچ اعتنایی به سالهای رفته و آدمهای رفته و زندگیِ ازدسترفته نکرد ممکن است روزی آدمی از گذشته به حال بیاید و بهجای هفتتیری بر کمر گیتاری روی شانه انداخته باشد و ظاهرش اصلاً نشانی از آدمی نداشته باشد که پیش از این ...
خدایا مرا به سرزمینم بازگردان. - تاریخ: 1396/11/3 ساعت: 11:42
خدایا مرا به سرزمینم بازگردان. سالهای عجیبی بود. یادم نمیآید هیچوقت اینقدر توی خودم گیر کرده باشم. همه چیز واقعا همه چیز، حتی خودم ازهم پاشیده بود و حتی نمیتوانستم اتفاقها را هضم کنم. هی حرف میزدم و هی طنابِ دورم سفتتر میشد. فکر میکردم هیچوقتِ دیگر نمیتوانم به جز حرفزدن با خودم کار دیگری بکنم، نمیتو...
14 فرمان اول - تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:22
14 فرمان اول 1-دانشجو بمانید تا بهزور خوشبختتان نکنند.2-با موتورسیکلت نروید، تا بیایید.3-پیش از خرید حیوان خانگی، یکبار دیگر به ازدواج فکر کنید.4-آنقدر عاشقش نشوید که بعدا به لجنش بکشید.5-خجالت نکشید، که فقط باعث دیر رسیدنتان میشود.6-برای هیچکس برادر نشوید؛ پدرتان خواهد شد.7-تمام شوید، قبل از آنکه ت...

برچسب‌های مرتبط

خستگیا سیاوش | خستگی مزمن | خستگی چشم | خستگیات چند گل من | خستگی روحی | خستگی ها قمیشی | خستگی بعد از انزال | خستگی مفرط | خدایا کمی بیا جلوتر | چاره چیست