لیکن رفیق بر همه چیز مقدس است
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 0:22
لیکن رفیق بر همه چیز مقدس است به کسانی که دوستشان دارم بی دریغ محبت میکنم. گاهی سنگ تمام میu200eگذارم که خوشحالشان کنم. اما بد به حالشان اگر دلگیرم کنند. جوری قطع میکنم که انگار هرگز وصل نبوده. به خیالم که اینجوری هم طرفم را تنبیه میکنم که چرا آزارم داده هم خودم را که چرا روی دیوار اشتباهی یادگاری ن...
اكرم حمومي
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
اكرم حمومي بچه كه بودم یک بار مادربزرگم من را برد حمام عمومي زنانه! گفته من بچه ام وارد که شدیم همه گفتند اینکه خروسه خلاصه جلوی چشمانم را گرفت و من هم نظاره میکردم از لای انگشتان و همان وقتها دیدگاهم به جنس زن بد شد . محله ما گاز كشي نبود . سال سال جنگ بود ، نفت كم بود.حمام عمومي خزينه داشت و پر از...
شد پانزده سال؟!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
شد پانزده سال؟! شد پانزده سال؟ حسی که داشتناش داشت. حسی که نداشتناش دارد. شد پانزده سال. چرتکه بینداز ولی من 20 ساله میمانم .من هی همینطور بزرگ میشوم، میشوم، میشوم میانسال ، میشوم پیر، میشوم نیست. ببینیم بالاخره کجا، کی، چطور، فراموشم میشود این نکبتی را که نداشتن ِ توست. نوشته شده در ساعت توسط مرد ر...
به خوابهایم هجم آورده...
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
[unable to retrieve full-text content]دلم تنگ است آی دلم تنگ است آخ دلم تنگ است هی دلم تنگ است
برای اینکه فراموشم کند
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
[unable to retrieve full-text content]احساس میکنم خودش را کشته است.
هنر!
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
هنر به ابزار تفنن و فانتزی طبقه مرفه بدل شدهاست. اما هنگامی که هنر در قرن نوزدهم عمومی و همگانی شد طبقه متوسطی که در حال رشد بود میتوانست در آینه هنر غنا و پیچیدگی باورها، آمال و آروزهای خود را به خوبی و زیبایی مشاهده نماید. اما این روزها با رویگردانی طبقه متوسط از هنر دیگر از آن کیفیت عالی خبری نیس...
اول
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
به نظر میرسد ایرانیان یک دورهای دارند به نام اول. فلان چیز اول خوب مال ما بوده ، اول از شما غربیها، اول از عربها. اما بعد؟ بعد از اول؟ من حتی شنیدهام که میگویند به این فرانسویها: ما قبل از شما قاشق داشتیم. قبلا خانمی که در رادیوی آیت الله بی بی سی کار میکردمدیر مغازهای بود که دوست من یک ماه در آن کا...
روحمان شاد
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:58
روحمان شاد آن روزهای دور، دانشآموز دبیرستان بودم و «گرگ بیابان» در فضای ذهنی نوجوانیام، مفتون تصمیم شخصیتهای داستانهای هدایت بودم و سرانجام خودش که در روز آغاز چهل(چند؟) سالگی، خود را بکشد. آن روزهای دور، پانزده یا شانزده سالی بیش نداشتم و تا چهل سالگی، راه باقیمانده بیش از تمامی عمر من بود. یک دور ...
ملاحظه کنیم
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 20:36
ملاحظه کنیم حالا دیگر قاطعانه میدانم افسردگی هیجوقت درمان نمیشود . اما خبر خوش اینکه احتمالا بعد از یک جایی آدم مدیریتش را یاد میگیرد و اگر دفعه بعد یادش بماند، حواسش را جمع میکند که تصمیم بزرگ نگیرد، حرف بیجا نزند، بداند که فکرهای توی سرش سیاهاند نه واقعیت و شاید هم مهمتر از همه اینکه یاد می
بعدش؟
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
یک _ جاهایم را گمکرده ام ... کُنج ها و گوشه هایم را. کَس هایم را از دست داده ام. مانده ام خودم و خودم و کم کم یاد میگیرم تنها و صمیمانه خودم را در آغوش بگیرمxa0 اما می دانی چیست؟ لا بهلای این یادگرفتن ها لحظه هایی هست که سرگردان ترم. شبیه شاخه ی جدا افتاده پیچک که نظم گیاه را بهم ریخته، بهم ریخته ام
حالا دورهی دیگری است،
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
حالا دورهی دیگری است، دارم در جا میزنم. حرف تازهای نمیزنم و نمیشنوم. حس میکنم همهی ایدههام منجمد شدهاند. مدام همان قبلیها را به آدمهای جدید تحویل میدهم و لبخند میزنم، کم مانده از خودم پرزنتیشن بسازم و وسط معاشرتها شروع کنم به پرزنتکردن خودم. انسداد حوصلهسربر است، دلم میخواهد صدام نا
تمام شد ؟
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
یک چیزی که نمیدانم چیست ، به من میگوید موظفم به نوشتن این خطوط . برای همان چهارتا و نصفی خوانندهی قدیمی که مثل خودم به اینجا وفادار ماندهاند، دست کم یکبار برای همیشه . xa0موظفم به ثبتِ آخرِ قصه و بگویم اینجا هیچوقت کسی دروغ ننوشته ، چیزهایی که ثبت شده حقیقت داشت، اما گاهی، همهی واقعیت نبود. ه
گمانم میشود... مردم خوب سرزمینم کمی هوشیارتر باشیم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
ما آدمهای روزگارِ بد شدهایم، گرچه آدمهای بدِ روزگار نبودهایم. گفتن ندارد این که سخت است و خرابیم. تنگ است و دلتنگیم. نامرد است و نامرادیم. روزگار را میگویم و خودمان را. ما که رفتیم و خواندیم و کوشیدیم برای فهمیدن و دانستن و خوردیم به بزنگاه گردنه کشی تعصب و تنگ بینی و زورگویی. معلوم است که خست
گفت امثال ما خیلی کمیم،
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
گفت امثال ما خیلی کمیم، میگوید بنویس.xa0 میگویم چی؟xa0 میگوید بنویس ، شروع کنی راه میافتی. فکر میکنم منظورش اینست که خودش میآید.xa0 میگویم خودش هست.xa0 ساری و جاری.xa0حالم را میگویم. بگذار سر و شکلش ندهم ،xa0 کلمه خطرناکست گاهی،xa0 حقیرست گاهی،xa0 کم و بیوزن.xa0 بگذار همینطور بینشان و نشانی برای خود...
میانه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
میانه ماهایی که همیشه در میانه ایم بیچاره به نظر می آییم و شاید بیچاره ایم. ما همیشه در قسمتی از تاریخ می مانیم در حد تعریف نشده ای از خوشبختی، حد تعریف نشده ای از غم، حد تعریف نشده ای از داشتن و به دست آوردن ... خندیدن و هر چیز دیگری ما همیشه در آن قسمت میانه ایم که نه آنقدر خوشبختیم که فریاد بزنیم
تاکید میکنم
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
تاکید میکنم همه ما قضاوت میکنیم. همه ما یک چیزهایی از زندگی بقیه را میبینیم: عکسها، نوشتهها، کار، زندگی عاطفی …بعضی از آدمها را از فاصله نزدیک میشناسیم بعضیها را از فاصله دور. بعضیها را یک زمانی از نزدیک میشناختیم اما حالا دورتریم. از برخیها یک شناختی داریم که ممکن است مال سالها قبل باشد.
مگر چقدر میتواند بد باشد
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
لحظاتی در مسیر مصرف کردن سالهای زنده بودن هست که آدم به خودش میگوید دیگر نه، دیگر نمیتوانم.xa0 شورش میکند.xa0 امروز میتوانم به شما بگویم:چنین لحظهای با چنین قطعیتی وجود ندارد، سیر جان به لب رسیدن همیشه در مسیری اتفاق میافتد که در آن مرزهای شما عقبتر میرود. آن را صوریتر بیان میکنم: فرض کنید مرز
تعلق
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 19:38
یکی از جاهایی که درآمریکا بسیار دوست دارم کتابخانههای عمومی است. گذشته از آرشیو عالی کتاب و موزیک و فیلم در این کتابخانهها آنچه برای من خیلی جذاب است کارکرد پاتوقی این کتابخانهها است. آدمها کتابخانه میروند برای اینکه کمی در سکوت روزنامه بخوانند، فیلم ببینند، اینترنتگردی کنند، کتابی ورق بزنن
عزیز نسین:
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 5:38
تو نيستي اين باران بيهوده ميبارد ما خيس نخواهيم شد ...
عنوانی برایش پیدا نکردم.
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 23:24
هی با خودت رو برو میشوی و دوباره از نو.همان صدا ها با همان زیرو بم های خاص خودش .. همان نفس ها .. همان حرف های طلایی که تو را از اینجا و از این دنیا دورتر می برد .. همه چیز را در بر می گیرد .. فنجان های خالی چای را در بر می گیرد .. بسته سیگار روی میز را در بر می گیرد .. و حتی دستهایم را ..این که خود...